عاشقان ولایت قزوین
قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا

عاشقان ولایت قزوین
افسران - السلام علیک یا صاحب العصر و زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

[ یادداشت ثابت - چهارشنبه 95/2/30 ] [ 11:1 صبح ] [ عاشقان ولایت قزوین ] [ نظر ]
افسران - "اینفوگرافیک/

[ یادداشت ثابت - یکشنبه 95/1/2 ] [ 11:47 عصر ] [ عاشقان ولایت قزوین ] [ نظر ]

* بسم رب الشهدا *

 

 

زمان : پنجشنبه شب ها بعد از نماز مغرب و عشاء


 

مکان : قزوین ،خیابان مجاهد(هادی آباد)،مسجد چهارده معصوم(ع)

 

 

قاری : محمد رضا نجفی


 

سخنران : حجت الاسلام علی اصغر خلج


ox6y_خلج.jpg

مداحان :  علی اکبری و بهاوری

 

http://uupload.ir/files/fav_220.jpg

هیئت عاشقان ولایت قزوین گل تقدیم شما


[ یادداشت ثابت - چهارشنبه 92/3/2 ] [ 10:51 صبح ] [ عاشقان ولایت قزوین ] [ نظر ]

از امام صادق(ع) نقل شده است : «هنگامی که خداوند تعالی به قائم اذن خروج دهد، بر فراز منبر رفته مردمان را به خود دعوت می‌نماید. ایشان آنان را به خدا قسم داده و به حق خود و اینکه در میان آنان بر اساس سنت و کردار رسول خدا(ص) رفتار نماید، فرا می‌خواند. پس خداوند جل جلاله جبرئیل(ع) را می‌فرستد تا آنکه نزد او رسیده بر حطیم فرود می‌آید و می‌گوید: به چه چیزی دعوت می‌کنی؟ قائم(ع) نیز به او خبر می‌دهد، پس جبرئیل می‌گوید: من اولین کسی هستم که با تو بیعت می‌کند، دست بگشا، و دست امام را مسح می‌کند. سیصد و بیش از ده مرد هم آمده و بیعت می‌کنند. ایشان در مکه می‌ماند تا آنکه ده هزار تن یاران کامل شوند و آنگاه رهسپار مدینه می‌شود.» (ارشاد/363)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همچنین تفسیر عیاشی از امام صادق(ع) روایت می کند: «همانا نخستین کسی که با قائم(ع) بیعت می‌کند جبرئیل است که به صورت پرنده‌ای سفید نزد او فرود آمده بیعت می‌کند. آنگاه یک پا را بر بیت‌الحرام و دیگری را بر بیت‌المقدس گذارده با صدایی رسا که همه خلایق آن را می‌شنوند ندا می‌دهد: أَتَی أَمْرُاللهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ، امر خدا فرا رسید پس در آن شتاب نکنید.»

[ پنج شنبه 95/2/30 ] [ 11:16 صبح ] [ عاشقان ولایت قزوین ] [ نظر ]
افسران - امام ما

[ پنج شنبه 95/2/30 ] [ 11:12 صبح ] [ عاشقان ولایت قزوین ] [ نظر ]
افسران - هرصبح دلم به سلامی خوش است که جوابش واجب است

[ پنج شنبه 95/2/30 ] [ 11:12 صبح ] [ عاشقان ولایت قزوین ] [ نظر ]
افسران - امیدوار کننده ترین آیات قرآن....

[ پنج شنبه 95/2/30 ] [ 11:10 صبح ] [ عاشقان ولایت قزوین ] [ نظر ]
افسران - احکام وضو-4

[ پنج شنبه 95/2/30 ] [ 11:10 صبح ] [ عاشقان ولایت قزوین ] [ نظر ]

ماءمون رقّی - که یکی از دوستان امام جعفر صادق علیه السلام است - حکایت نماید:

در منزل آن حضرت بودم ، که شخصی به نام سهل بن حسن خراسانی وارد شد و سلام کرد و پس از آن که نشست ، با حالت اعتراض به حضرت اظهار داشت :

یاابن رسول اللّه ! شما بیش از حدّ عطوفت و مهربانی دارید، شما اهل بیت امامت و ولایت هستید، چه چیز مانع شده است که قیام نمی کنید و حقّ خود را از غاصبین و ظالمین باز پس نمی گیرید، با این که بیش از یک صد هزار شمشیر زن آماده جهاد و فداکاری در رکاب شما هستند؟!

امام صادق علیه السلام فرمود: آرام باش ، خدا حقّ تو را نگه دارد و سپس به یکی از پیش خدمتان خود فرمود: تنور را آتش کن .

همین که آتش تنور روشن شد و شعله های آتش زبانه کشید، امام علیه السلام به آن شخص خراسانی خطاب نمود: برخیز و برو داخل تنور آتش ‍ بنشین .

سهل خراسانی گفت : ای سرور و مولایم ! مرا در آتش ، عذاب مگردان ، و مرا مورد عفو و بخشش خویش قرار بده ، خداوند شما را مورد رحمت واسعه خویش قرار دهد.

در همین لحظات شخص دیگری به نام هارون مکّی - در حالی که کفش های خود را به دست گرفته بود - وارد شد و سلام کرد.

حضرت امام صادق سلام اللّه علیه ، پس از جواب سلام ، به او فرمود: ای هارون ! کفش هایت را زمین بگذار و حرکت کن برو درون تنور آتش و بنشین .

هارون مکّی کفش های خود را بر زمین نهاد و بدون چون و چرا و بهانه ای ، داخل تنور رفت و در میان شعله های آتش نشست .
آن گاه امام علیه السلام با سهل خراسانی مشغول مذاکره و صحبت شد و پیرامون وضعیّت فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی و دیگر جوانب شهر و مردم خراسان مطالبی را مطرح نمود مثل آن که مدّت ها در خراسان بوده و تازه از آن جا آمده است .

پس از گذشت ساعتی ، حضرت فرمود: ای سهل ! بلند شو، برو ببین در تنور چه خبر است .

همین که سهل کنار تنور آمد، دید هارون مکّی چهار زانو روی آتش ها نشسته است ، پس از آن امام علیه السلام به هارون اشاره نمود و فرمود: بلند شو بیا؛ و هارون هم از تنور بیرون آمد.

بعد از آن ، حضرت خطاب به سهل خراسانی کرد و اظهار داشت : در خراسان شما چند نفر مخلص مانند این شخص - هارون که مطیع ما می باشد - پیدا می شود؟

سهل پاسخ داد: هیچ ، نه به خدا سوگند! حتّی یک نفر هم این چنین وجود ندارد.

امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: ای سهل ! ما خود می دانیم که در چه زمانی خروج و قیام نمائیم ؛ و آن زمان موقعی خواهد بود، که حدّاقلّ پنج نفر هم دست ، مطیع و مخلص ما یافت شوند، در ضمن بدان که ما خود آگاه به تمام آن مسائل بوده و هستیم .


[ پنج شنبه 95/2/30 ] [ 11:9 صبح ] [ عاشقان ولایت قزوین ] [ نظر ]
افسران - دشمن از اسلام مقتدر می ترسد

[ پنج شنبه 95/2/30 ] [ 11:6 صبح ] [ عاشقان ولایت قزوین ] [ نظر ]
   1   2      >
درباره وبلاگ

لینک دوستان
امکانات وب
   

.